چرا عاشق نباشم؟؟؟
.jpg&usg=AFQjCNHTdEKXDXHjQIrK4Wksd2M6dSDRIQ)
silent love

![]()
دوباره باز سر به سر دل دیوونم می ذاری بازم داری بذر شکو تو باغ قلبم می کاری
روراستی مرده نازنین همه دیگه بازیگرن ولی به هرکی برسی میگن توعاشقا سرن همه دارن مثل خودت سهام دل رو می خرن تو بورس دلدادگی و بانک محبت می پرن صادر و وارد می کنن دلالای خیره سری قلبای پینه بسته رو تو گمرک در به دری بازارسیاه عاشقی کساده این روزا عجب آخه کسی پول نمی ده برای سوز و غم تب حتی دیگه دلای پاک وام نمیدن به هرکسی میگن میخوان سکوت کنن تو خلوت بی نفسی عشقای این دوره زمون یه عشق کاغذی شده زندگی ها زورکی ان مثل خاله بازی شده یه روز یکی رو دوست داری روز دیگه زیادیه همش داری فکر می کنی گمشده دلت کیه دستا دیگه تب ندارن چشما شدن چه بی فروغ تبسم ها پولکی ان دوستت دارم ها که دروغ اما دیگه برای من رو شده بازی های تو خوب می دونم منتظری بهت بگم دیگه برو ولی نه نازنین میخوام منم بشم مثل خودت دروغاتو هدیه کنم واسه روز تولدت تازه میخوام یاد بگیرم خیانت و دورنگی رو فرمول ضایع کردن عاشق نمای سنگی رو منتظرم باش یه روزی میام واسه شکستنت ولی چه دیدنی میشه لحظه ناب رفتنت

زندگی چون گل سرخی است
پر از خار،پر از برگ،پر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چینیم
خار و عطر و گلبرگ، هر سه همسایه دیوار به دیوار هم اند
زندگی چشمۀ آبی است و ما رهگذریم
بنشین بر لب آب، عطش تشنگی ات را بنشان
صفایی بده سیمایت را
و اگر فرصت بود
کفش ها را بکن و آب بزن پایت را
غیر از این چیزی نیست
زندگی...
آینه ای شفاف است
تو اگر زشت و یا زیبایی
تو اگر شاد اگر غمگینی
هر چه هستی تو در آینه همان می بینی
شادیت را در یاب
چون گل عشق بتاب
تا در آینه هستی، گل هستی باشی
به آخر خط رسیدم
این دیگه حاشا نداره
پرنده های قفسی دیگه تماشا نداره
ثانیه ها تموم شدن تو لحظه های بی کسی
حصارا پوشالی شدن
پس کی به دادم می رسی؟
به حرمت جاده قسم
به مردم ساده قسم
به عاشقی که دلش رو به یک غزل داده قسم
قسم به زخم کهنه ام
به نفس بریده ام
تو گرگ ومیش جاده ها به انتها رسیده ام
باز یک غزل حکایت کسی که عاشق است
باز ما و کشف خلوت کسی که عاشق است
در سکوت چشم دوختن به جاده های دور
باز انتظار عادت کسی که عاشق است
دستهای التماس ما گشوده پس کجاست؟
دستهای با محبّت کسی که عاشق است
باز هم سخن بگو سخن بگو شنیدنی ست
از زبان تو حکایت کسی که عاشق است
من اگر بخواهمت نخواهمت تو خوب باش
مثل حسن بی نهایت کسی که عاشق است
بغض های شب همیشه سهم نا امید هاست
خنده های صبح قسمت کسی که عاشق است
شاخه ها خدا کند به دست باد نشکند
عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است
منتظر نایستید٬نوبت شما که نیست
نوبت من است٬نوبت کسی که عاشق است


عشق را در چشم تو روزی تلاوت می کنم
با همه احساس خود را با تو قسمت می کنم
مرز بی پايان مهرت را به من بخشيده ای
در جوابت هر چه دارم من فدايت می کنم
نور چشمت را چراغ شام تارم کرده ای
من وجودم را هميشه فرش راهت می کنم
ای تجلی گاه هر چه خوبی و مهر و صفا
عاقبت مانند اشعار فريدون ناب نابت می کنم
بر خرابات وجودم زندگی بخشيده ای
تا نفس دارم هميشه شاد شادت می کنم
همچو سروی گشته ای تا خم نگردد قامتم
من صداقت را هميشه سرپناهت می کنم
بروخوبم به سلامت ، تو به من دینی نداری
برو با خیال راحت ، چرا اینقدر بی قراری ؟
برو پیش عشق تازه ت ، نگران من نباش
تو چشام نگاه نکن ، نمک رو زخم من نپاش
نمی خوام توی نگاهت ببینم نفرتو راحت
یا تحملم کنی و واسه تو بشم یه عادت
اگه دیگه چشمای من تو دلت جایی نداره
اگه حرفام روی لب هات گل لبخند نمی کاره
برو تا بازم بخندی ، من به لبخند تو زنده م
وقتی تو پیشم نباشی ، به خیالت دل می بندم
اگه واسه قصه ی ما شعر عاشقونه ای نیست
یا اگه برای موندن دیگه هیچ بهونه ای نیست
اگه فکر میکنی دیگه ، این من و تو ما نمیشه
برو خوبم ، به سلامت ، خوب و خوش باشی همیشه
تو که تقصیر نداری ، تنهایی تقدیر منه
غم و گریه و جدایی ، همه تقصیر منه
برو خوبم ، به سلامت تو به من دینی نداری
برو با خیال راحت